Friday, April 16, 2010

آقای بازجو؛ از ما هم اعتراف تلوزیونی بگیر

یک جوان ایرانی محروم از تحصیل




"فشار بر ایقان شهیدی و سما نورانی برای اخذ اعترافات تلویزیونی" – این عنوان خبری بود که به دستم رسید، خبر تازگی نداشت، از این اخبار بارها دیده و شنیده بودم. اما اینبار در رابطه با دوستان نزدیکی بود که آنها را به خوبی می شناختم، با توجه به تصویری که از آنها در ذهن داشتم، در این اندیشه مبهوت ماندم که امثال ایقان و سما باید به چه چیز اعتراف کنند، که بازجویان پرونده خوششان بیاید و راضی شوند؟ چه گناه نکرده ای را باید گردن بگیرند تا دل قاضی صلواتی ها خنک شود؟ دو جوان 20 و 21 ساله پای کدامین اعترافِ از پیش تنظیم شده ای را باید امضا کنند تا دولت آبادی ها بر قدرت دستگاه اطلاعاتی و امنیتی خود بیشتر ببالند؟ نتیجه و ثمره این اعترافات برای طرفین چه خواهد بود؟ هر چه بیشتر فکر کردم، قوت قلب بیشتری یافتم. ایقان و سما، از تبار همان هائی هستند که قریب به دو سال است داغ یک اعتراف ساده دروغین را بر دل سیاه بازجویان گذاشته اند.



ایقان و سما مشت هائی نمونه؛ از خروارها جوان ایرانی بهائی هستند که حاضر نشدند با نوشتن حتی یک کلمه دروغ، تمام راه های تحصیلات عالیه را برای خود هموار کنند. در وطن استوار ماندند، با قدرت نوشتند: "بهائی" ،از تحصیل محروم شدند و جانانه از حق خود دفاع کردند. پس هیچگاه چنین کوهی را نمی توان به بند کشید. حتی اگر ماهها و سالها به ظاهر در سلول های انفرادی اوین نگهداری شوند. بازجوی پرونده یا آنقدر جوان و بی تجربه بوده و یا آنقدر کم حافظه که فراموش کرده، امثال این جوانان را سالهاست به زندان می برند، شکنجه می کنند، می کشند، که یک بار بگویند ما "بهائی نیستیم" و هر بار آنکه اعتراف میکند همان بازجوئیست که از سرچشه اعتقادی بهائیان در عجب و حیرت وامانده است. شاید بازجو آنقدر داستان طنز دادگاه های نمایشی و اعترافات ساختگی را تکرار کرده که خود نیز جو زده، باورش شده! اما بهتر است بداند نه تنها رنگی از این حنا نمانده بلکه ایرانیان روشن ضمیر، دیر زمانی است که بر نیت والای بهائیان واقفند و کمتر کسی را می توان یافت که از نیت واقعی، هدف و آرزوی بهائیان برای خدمت به ایران و ایرانیان، بی اطلاع باشد. در مقابل آنچه روز بروز روشن و واضح شده و می شود؛ نیت و هدف عده ای است که بازیچه دست نیروهای عناد و تعصّب قرار گرفته اند و تمام عزم خود را برای ایجاد محدودیّت‌های بیشتر برای جامعۀ بهائی جزم کرده اند. انواع دروغ و افترا را دربارۀ دیانت بهائی با شدّتی بی‌سابقه منتشر می کنند و همچنان غافل اند. غافل از اینکه بهائیان علی‌رغم مشکلات فراوان به رفع این سوء تفاهمات همّت گماشته‌اند. از این گونه حملات لحظه ای نگرانی و ناامیدی به خود راه نداده و نمی دهند و در نهایتِ صبر و بردباری در تلاش اند تا سرانجام نور صداقت بر ظلمت دروغ غلبه نماید.



اما در مقابل تمام این بی رحمی ها، شکنجه ها و استفاده از انواع داروها، حقیر فرض را حتی بر این گذاشتم که در زندان های جور و ستم کسی مجبور به اعتراف ساختگی و اجباری در زیر فشار و آزار روانی شود؛ در این صورت چه چیزی نصیب بازجو و تبار او خواهد شد؟ ایرانیان آزاد اندیش تا کنون کدام یک از اعترافات اجباری را باور کرده اند که مابقی را نیز باور کنند؟ و باز هم آقای بازجو، تو خود گوئی و خود خندی و عجب مرد هنرمندی! آقای بازجو با اعتماد از دست رفته نسبت به قوه غیر مستقل قضائیه چه خواهی کرد؟ با آبروی بر باد رفته شکنجه گران و متجاوزان چه خواهی کرد؟ با بدنامی های جهانی ایران در جهان چه خواهی کرد؟ تفکر واقعی در بطن اجتماع را چگونه تغییر خواهی داد؟ با حس انسان دوستی و عشق ایرانیان به هموطنان بهائی خود چه خواهی کرد؟ باز خواهی گفت که فلانی وابسته به فلان جا بوده و تمام گناهان بشر از قتل قابیل تا زلزله هائیتی را بر گردن او خواهی انداخت؟ آقای بازجو چه آسمان، ریسمانی خواهی کرد تا خود را معصوم و بی گناه و پاک جلوه دهی؟

آقای بازجو، این سرزمین بی شمار ایقان و سما دارد، نوید و درسا دارد، هر روز هزاران ایقان در وطن متولد می شوند تا روزی معلم مهربان فرزندان تو باشند. این سرزمین بی شمار ساسانِ تقوا دارد، هر روز صدها جوان بهائی پا بر جایِ قدم های محکم ساسان می گذارند تا کودکان وطن را امید و امان باشند. آقای بازجو آسمان ایران بی شمار ستاره دارد و تو برای زندان کردن همه آنها باید زندانی به وسعت ایران زمین بسازی. تلاش بی وقفه نوید و درسا در پی حق تحصیل و حق زن، برای آن بود که فرزندان تو نیز روزی از این حقوق محروم نگردند، تمام هم وغم جوانان شیراز برای آن بود که حرمت آزادی بیش از این لگد مال تعصب و جهل نباشد. آقای بازجو ، از ما هم اعتراف تلوزیونی بگیر، بازجو ما بی شماریم.

Monday, April 5, 2010

سومین جلسه دادگاه یاران ایران

اعضای محترم گروه، همانگونه که مستحضر هستید در تاریخ 21 فروردین 1389، سومین جلسه ی محاکمه ی مدیران جامعه ی بهایی ایران برگزار خواهد شد. فعالان حقوق بشر بر آنند که تنها دلیل بازداشت غیر قانونی این افراد، باورهای دینی ایشان می باشد، از این حیث در نظر داریم تا در حرکتی نمادین، با قرار دادن لوگوی زیر به جای عکس پروفایل خود در سایت های اجتماعی نظیر فیس بوک و ...، توجه دیگران را نسبت به نقض گسترده ی حقوق بهائیان جلب نموده و بی گناهی ایشان را به اطلاع تعداد بیشتری از انسان های روشن جامعه ی جهانی برسانیم.
باور داشته باشیم که هر یک از ما یک رسانه ایم...

درود بر آزادی

Wednesday, January 20, 2010

نکاتی پیرامون کمپین " من هم یک ایرانی بهائی هستم

دوستان عزیز با درود
در راستای نظراتی که بعضاً توسّط تعدادی از عزیزان مطرح گشته و در ارتباط با چگونگی حرکت این کمپین پرسش فرموده بودند، لازم دیدیم تا توضیح مختصری را در این باب، ارائه دهیم.
همانگونه که اعضای محترم کمپین می دانند، پیروان آئین بهایی سالهای متمادی می باشد که به علت باورهای دینی خویش، در وطن خود ایران، تحت فشار و تبعیض بسیار زیاد و غیر قابل تصوّری قرار گرفته اند.
از طرفی در سال های اخیر، فعالین حقوق بشر با تلاش گستردهء خویش، سعی در رفع تبعیضات در حدّ ظرفیت جامعه و امکانات خود نمودند. این تلاش ها در زمینه های گوناگونی همچون دفاع از حقوق زنان، دفاع از حقوق کودکان، دفاع از حقوق دانشجویان محروم از تحصیل، دفاع از حقوق اقلیت های مذهبی و ... صورت پذیرفت.
در چند ماه اخیر و به خصوص در چند روز گذشته با شیوع اتهاماتی که به ناحق، به جامعهء بهائیان ایران نسبت داده شد، بیم آن می رفت که این اقلیت همیشه مظلوم، که هدفی جز اشاعهء صلح و وحدت در ایران و کل دنیا ندارد، یک بار دیگر قربانی اهداف نا عادلانهء سران حکومتی گردد.
از این حیث، مجموعه ای از فعالین حقوق بشر، در نظر گرفتند تا با ایجاد کمپینی با عنوان" اگر بهائی بودن جرم است، من هم یک ایرانی بهائی هستم" در وهلهء اوّل، نگاه مردم ایران را نسبت به فشارهای وارده بر جامعهء بهائیان معطوف نموده و در ادامه، مردم سایر ملل را در این زمینه به سمت نمایش واکنش های حق مدارانه هدایت نمایند.
نکته ای که شاید برای برخی از عزیزان سوال می باشد، این است که آیا اعضای این کمپین باید بهائی باشند؟ و پاسخی که بر مبنای توضیحات فوق می توان اخذ نمود، این است که: خیر... این گروه متعلق به تمام انسان های روشنفکر و آزاد اندیشی می باشد که در دفاع از جامعهء بهائیان ایران به پا خواسته اند. فرقی نمی کند که چه نوع نگرش و عقیده ای دارند، مهم آن است که در فریاد حق طلبی، آزادی خواهی و دفاع از مظلوم، هم صدا بوده، در یک صف قرار گرفته و اعلان می نمایند: اکنون که هموطنان بهائی ما صرفاً به جرم بهائی بودن مورد اذیت و آزار فزاینده ای قرار گرفته اند، پس ما هم مجرم هستیم، پس ما هم بهائی هستیم...
لذا در پاسخ به آن دسته از افرادی که در مورد چگونگی حرکت این گروه پرسش هایی را مطرح نموده و در ارتباط با عدم دخالت بهائیان در سیاست، مکرّراً مطالبی را عنوان می نمایند، باید اذعان نمائیم که این گروه یک گروه با روش های دیانت بهایی نمی باشد و صرفاً بر مبنای آموزه های حقوق بشری حرکت می نماید. و هدف آن همانگونه که در فوق به آن اشاره گشت، دفاع از مظلوم و برقراری جامعه ای بدون تبعیض و نابرابری می باشد.
امیدواریم که توضیحات فوق، مسیر فکری دوستان عزیز را جهت عضویت در کمپین، گسترش آموزه های حقوق بشر در ایران و دفاع از مظلومین با هر عقیده و باوری، تسهیل نموده باشد.

درود بر انسانیت
درود بر آزادی

از زندانی های بهایی دفاع کنیم

از زندانی های بهایی دفاع کنیم

فشارهای سیاسی و امنیتی و قضایی بر روی بهاییان وارد فاز نگران کننده ای شده است و دولت میخواهد دیگر هیچ فردی جرات دفاع از حقوق شهروندی بهاییان را نداشته باشد .
در هفته گذشته های از سوی ماموران امنیتی 12 شهروند بهایی در تهران بازداشت شدند .این افراد از سوی مقام های جمهوری اسلامی به سازماندهی اعتراض های خیابانی متهم شده اند، در حالیکه در آیین بهاییت، فعالیت سیاسی برای هواداران مجاز نیست و آنها از هر گونه فعالیت سیاسی منع شده اند .این افراد بعد از تظاهرات روز عاشورا دستگیر شدند . ژینوس سبحانی ،لوا خانجانی ، بابک مبشر،پیام فناییان ،نیکا هویدایی، مونا هویدایی، آرش غضنفری ، فرید روحانی، احمد روحانی، نگارثابت،ابراهیم شادزی،و زاد شادزی از جمله این افراد هستند .
در پی این بازداشت ،احکام 9 تن از پیروان آیین بهایی که در آبان ماه سال جاری در مشهد محاکمه شده بودند،اعلام گردید .این افراد هر کدام به 5 سال حبس قطعی و 10 سال ممنوع الخروجی از کشور محکوم شدند . جرم این افراد از سوی مقامات قضایی اقدام علیه نظام،اقدام علیه امنیت کشور ،عضویت و فعالیت در تشکیلات بهائیت و ارتباط و تبلیغ با بیگانگان اعلام شده است .
طی روزهای گذشته نیز احکام دونفرازشهروندان بهایی در مشهد به نامهای بابک روحی و عزت الله حمیدیان به آنان ابلاغ شد که طیق احکام صادره ،آن ها به 3 سال زندان در طی 5 سال تعلیق محکوم شدند.
از سوی دیگر هفت رهبر بهایی که در ماه ژوئن 2008 دستگیر شدند نیز قرار است در دادگاهی در روز 19 ژانویه 2010 محاکمه شوند .این افراد نیز به جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام متهم شده اند .دیان علایی سخنگوی جامعه بین اللمل بهایی در ژنو این اتهامات را رد کردو گفت  این افراد نه جاسوس هستند و نه تاکنون به اسلام توهین کرده اند ونه علیه جمهوری اسلامی عملی انجام داده اند. این بازداشت ها صرفا جنبه مذهبی داشته واین افراد به دلیل اعتقادات دینی خود بازداشت شده اند .
مطابق اصل 13 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تنها ادیان زرتشتی ، کلیمی و مسیحی ادیان رسمی کشور هستند و بهاییت در زمره ادیان رسمی نیست. در سال های بعد از انقلاب هم به شکل سیستماتیک و بر خلاف اصول تصریح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر،حقوق بهاییان در ایران نقض شده است . هر چه در جامعه بد و نفرت انگیز تلقی می شد به بهائیان نسبت داده شد و به اشکال مختلف در رسانه ها و تبلیغات و آموزش عمومی مورد دشنام و توهین قرار گرفتند . در پاره ای موارد آنها را بی اعتقاد به خداوند جلوه دادند .نوشتند و گفتند افرادی که بهاالله را می پرستند، یا منکر اسلام هستند و یا به اسلام توهین میکنند  و این افکار را به وسایل مختلف از جمله سایت ها و رسانه ها و کتاب ها و بولتن ها و گروه های مختلف ترویج و تبلیغ کردند تا هر بلایی بر سر بهاییان می آورند مردم سکوت کنند و حرفی از حقوق آنها به زبان نیاورند . با آنها به گو نه ای رفتار کردند که انگاری ایرانی نیستند و خون آنها مباح است . به عنوان مثال گروه ضد بهاییت جوانان رفسنجان که با ارسال نامه های تهدید آمیز و روش های مختلف به آزار بهاییان در این منطقه می پردازد . یا گروه های دیگری که با لباس شخصی خانه های بهاییان را آتش زده و قبرستانهای آنها را تخریب میکنند و یا در یک مورد در 25 جولای اقدام به آتش زدن یک بهایی در شیراز نمودند و جالب آنکه در هیچ کدام از این موارد دولت و پلیس به کمک این افراد که جان و مالشان در خطر قرار گرفته است نمی آیند و وظیفه و رسالت شغلی خود را فدای سلیقه ها می نمایند و به راحتی چشم خود را بر روی ظلمی که به یک انسان، تنها به دلیل بهایی بودن می رود، می بندند .
پس از انقلاب بیش از 200 بهایی در ایران کشته شدند و آنهایی که باقی ماندند دائما در کنترل و نظارت هستند و حتی در بسیاری ازموارد دارایی های آنها به وسیله حکومت توقیف شده و از دفن اموالشان جلوگیری به عمل است . بهائیان اجازه تحصیل در دانشگاه و حق داشتن شغل دولتی را ندارند.
رادیو معارف در برنامه سراب خود این افراد را مرتبت با استعمارگران انگلیس و امریکا معرفی می کند.  در 20 آبان 1387 سمیناری تحت عنوان «بهاییت مولود شوم صهیونیسم» در دانشگاه علامه طباطبایی به وسیله بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات برگزار شد و ناظم سمینار، بهاییت را فرقه ضاله ای خطاب کرد که دشمن اسلام و انقلاب است.
لازم به یاد آوری است که با توجه به دستگیری های اخیر تعداد بهاییان که از آغاز سال 2005 تاکنون بدون دلیل و با تکیه بر چنین اتهاماتی باز داشت شده اند به 130 نفر می رسد و اکنون فشارها به حدا کثر خود رسیده است .

به نقل از روز

ایرانیان آزادی خواه

تعداد اعضای کمپین " من هم یک ایرانی بهائی هستم" از مرز 3500 نفر گذشت. ضمن آنکه این موفقیت بزرگ را در این بازهء زمانی کوتاه، خدمت تک تک شما عزیزان تبریک می گوئیم، خواهشمندیم در معرفی گروه به دیگران ما را همراهی فرمائید... به زودی شاهد برنامه های هدفمند کمپین خواهیم بود... درود بر شما... درود بر آزادی



Tuesday, January 19, 2010

بهائیان ایران و اتّهامات تاریخ مصرف گذشته

بهائیان ایران و اتّهامات تاریخ مصرف گذشته
الهه حقیقت

همزمان با برگزاری دادگاه مدیران بی گناه جامعهء بهایی ایران، سران جمهوری اسلامی ایران در کُنشی غیر انسانی و ساختگی، جهت برون رفت از بن بست سیاسی، سعی در قربانی نمودن جامعهء سیاست گریز بهاییان ایران نموده اند. بدون شک این ترفند سخیف و ضدّ بشری در پی بی نتیجه ماندن سیاست های داخلی ایران جهت آرام نمودن وضعیت کشور پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری می باشد. در روزهای اخیر مجموعه فعالان حقوق بشر به صورت متناوب و جدّی، از شکل گیری فضایی خبر داده اند که در تحلیل های جامعه شناختی، آن را از تبعات " آچمز سیاسی" حکومت می نامیم.


حکومت ایران که نزدیک به دو سال به طور غیر قانونی به بازداشت مدیران بی گناه جامعهء بهایی ایران ادامه داده است، در روز 22 دی ماه به برگزاری دادگاهی احتمالاً ساختگی و از پیش تعیین شده می پردازد. با این حال، رویدادهای اخیر کشور، و سخنان تنی از مسئولین، پیرامون نقش بهائیان در " اغتشاشات" جامعه، نگرانی طیف گسترده ای از فعالین مدنی و ملّت ایران را در صدور احکام بی ربط، ناعادلانه و سنگین در بر داشته است.
آشفتگی های اجتماعی پس از انتخابات، و راهکارهای بی نتیجهء سران حکومتی جهت آرام نمودن فضای طوفانی جامعه، این تفکّر باطل را در میان اذهان تئوریسین های رژیم جمهوری اسلامی ایران تقویت نموده است که با انتخاب بهائیان به عنوان "دشمن ایدئولوگ" ملّت ایران، تمامی ایرادات و اشتباهات کشورداری را در لوای نمایش لشکرکشی به خانه و کاشانهء آنها، و نابودی ریشه های ایشان پرده پوشی نمایند.
همانگونه که عاقلان دانند، متهم نمودن بهائیان به شرکت در منازعات سیاسی و عاملیّت حرکت های خشونت زا، لطیفه ای بی نهایت مضحک می باشد. زمانی که بهائیان به دستور اکید دیانت خود، از حتّی دخالت در امور سیاسی منع شده اند، لایه های کثیف و تاریک اتّهام فوق بیش از پیش نمایانگر می گردند. فی الواقع حکومت ایران با چنین حرکتی، قصد تحمیق ملّت را داشته، غافل از آنکه مردم ایران پاسخ اینگونه کذب سرایی ها را بیش و پیش از این و در رویکرد انسانی خود با جامعهء بهائیان ایران به صراحت نشان داده اند.
حکومت می خواهد با متهم نمودن بهائیان، به مردم ایران بگوید که دلیل اصلی اغتشاشات و فتنه ها ، نه ما و نه شما، بلکه جاسوسی صهیونیست می باشد و همان او بوده است که باعث طوفان های اجتماعی اخیر در کشور گردیده است. و چون مظلوم تر و بی دفاع تر از بهائیان ایران گروهی را سراغ ندارد، قصد قربانی نمودن آنها را نموده است. امّا ملّت ایران که به خصوص در چندماههء اخیر، چهرهء حقیقی سردمداران رژیم را نظاره نموده و با نیت های ایشان آشنایی عمیقی تحصیل نموده است، به هیچ عنوان فریب رفع مسئولیت ارکان حکومتی را نخورده و در مقابل چنین سیاست های شومی، واکنش منطقی و معنادار نشان می دهند. این مهم را می توان با رجوع به مقالاتی که در تحلیل وضعیت فوق و در دفاع از حقوق بهائیان، توسط روشنفکران جامعهء ایران نگاشته شده است، مورد تبیین قرار داد. برای نمونه می توان به آدرس های ذیل اشاره نمود:
امید چنان است که مسئولین حکومتی، رشد فکری قاطبهء ملّت ایران را به رسمیت شناخته، به شعور والای اجتماعی ایشان احترام گذاشته و پس از این از طرح چنین اتّهامات بی اساس و تاریخ مصرف گذشته ای که تنها در جوامعی بدون خرد جمعی معنادار می باشد،  بپرهیزند.

ساخت گشایی ِ اتهامات وارد شده در مورد رابطۀ بهائیان و مطالبات اخیر مردم

ساخت گشایی ِ اتهامات وارد شده در مورد رابطۀ بهائیان و مطالبات اخیر مردم
کاویان صادق زاده میلانی

«یک بار در تیر ماه گذشته چنین نیرنگی اندیشیده بوده که آگهی هایی با ژلاتین از زبان مجاهدین قفقازی یا تبریزی بسازد، در این زمینه که "ما بهائی هستیم و این کوششها را برای اشکار کردن دین خود بکار می بریم، ایرانیان باید بهائی شوند و گرنه همگی کشته خواهند شد"، و آنها را در تهران و دیگر جاها پاکنده کنند، تا بدینسان مردم عامی را بمجاهدان بدگمان گردانند
(کسروی، تاریخ مشروطیت 559)
احمد کسروی در رابطه با روش خودکامگان و نیروهای استبداد در تهییج و تحریک تودۀ مردم علیه نیروهای هوادار مشروطیت این واقعیت تاریخی بالا را مطرح می کند. پروپاگاند دستگاه استبداد و قشریون مدهبی فقط شامل طرح بالا نبود بلکه تلگرافهایی توسط شیخ فضل الله نوری عنصری مشروطه ستیز بنام عبدالبهاء خطاب به بزرگان مشروطه جعل می شد و در بازار ها پخش می شد تا عوام را علیه مشروطیت و مردمسالاری به حرکت آورند. نتیجۀ این اقدامات فریب دهنده در آن برهۀ حساس و سرنوشت ساز به تضعیف و در نهایت به شکست مشروطیت انجامید. شکستی که ایرانیان هنوز برای آن تاوان می دهند.
در روزهای پس از انتخابات اخیر و بخصوص پس از وقایع عاشورا دستگاه حاکمیت و جریانهای بهائی ستیز درون آن تکرار روش شیخ فضل الله نوری و حاجی سید محمد یزدی را دستور عمل خویش کرده اند. بنگاههای خبررسانی رسمی و نیمه رسمی درون کشور و برخی شخصیتهای وابسته یکی پس ازدیگری بهائیان را در کنار رسانه های بیگانه به عنوان محرکان اصلی وقایع اخیر معرفی می کنند. تردیدی نیست که در روزها و هفته های آینده این روش برخورد فزونی خواهد گرفت. دولت به خاطر سلب مسئولیت از خود برای بحران های موجود مملکتی می‌ خواهد تقصیر مطالبات مردم را به گردن دیگران بیاندازد و حال ادعا می کند که بهائیان یکی از گروه هایی هستند که به دنبال راه اندازی وقایع عاشورای امسال بوده اند. حاکمیت با این این رویکرد دو هدف را دنبال می کند. یکم تحریک احساسات در بین عدّه‌ ای از متعصبان دینی علیه فعّالان راه آزادی به امید اینکه برچسب بهائی بر چنین شخصیتهایی راه را برای سرکوب و حذف آنان هموارتر کند. دوم اینکه امیدوارند ایجاد یک رابطۀ ذهنی در تودۀ مردم بین بهائیان و به اصطلاح "اغتشاشات" موجب آمادگی افکار عمومی برای پذیرش سرکوب بیشتر بهائیان از طرف دولت باشد.
در طول تاریخ 160 سال گذشته کسانی که در ایران با روشنفکری و عقاید پیشروی بهائیان مخالف بودند و آن را خطری برای دکّان دستگاه خود می‌دیدند، بدون کوچکترین توجّهی به منافع ایران و ایرانیان به مخالفت با این نهضت و پیشرو اصیل ایرانی برخاستند. هر آنچه را دوست نداشتند بهائی خواندند. هر شخص منصف و روشنفکری که ایران را متعلّق به همۀ ایرانیان می‌دانست بهائی خواندند و با ذکر همزمان نام بهائی با عواملی چون جاسوسی و نفوذ دولتهای بیگانه سعی کردند ذهن مردم را نسبت به بهائیان تیره و تار سازند و از این طریق صدمات فراوان به ملّت ایران و روند پیشرفت اجتماعی و مدنی آن سرزمین وارد آورند.
جای بسی خشنودی و شکرگزاری است که حال ملّت ایران بیدار شده است و این بار فریب این قبیل دروغ ها و دسیسه بازی ها را نمی خورد زیرا ماهیت حقیقی بهائیان و مقاصد نیک و والایشان شناخته شده است. مردم ایران امروز شکوه و عظمت وطن خود را در بنای مملکتی کثرت گرا و با پیشینۀ متنوع ولی متحد می دانند.
بهائیان از زمان مشروطیت تا به حال تا حدّی که جلوی راهشان توسّط قشریون مذهبی سد نشده است در صف جلوی آزادی بیان و عقیده، آزادی زنان و ایجاد الفت و محبّت بین همگان بوده و برای بزرگداشت ایران از هیچ فداکاری دوری نجسته اند، در ترویج عدالت و مساوات و اجرای قانون از طرق صلح آمیز کوشیده اند و علیرغم مخالفت های شدید همیشه برای رفع تظلمات خود نیز کوشا بوده اند.
کارنامۀ جامعۀ بهائی در سی سال اخیر نیز شفاف و قابل بررسی است. بهائیان که شهروندان ایران هستند مطالبات خود را مرتباً دنبال می کنند. ولی تظلم جامعه بهائی به موارد آشکار نقض حقوق بشر و حتی نقض قوانین مملکتی نیز بدون اثر مانده است. جوانان بهائی هنوز از حق تحصیل محروم هستند. کارمندان بهائی استخدام دولتی نمی شوند. کار در بخش خصوصی با فشار فزایندۀ حاکمیت مواجه است. بهائیان بدون هیچ دلیل و منطقی بازداشت می شوند و از آشکارترین و ابتدایی ترین حقوق قانونی محروم هستند. البته این دشواریها ویژۀ بهائیان نیست. امروزه تعداد کثیری از شهروندان ایران نیز با همین مشکلات رو به رو هستند و این جای بسی تأسّف است که ببینیم مملکت این چنین واپس می رود.
مسئولان جامعۀ بهائی ایران بیش از یک سال ونیم اخیر را در بازداشت به سر برده اند. اتهامات علیه ایشان برخلاف عرف قضایی و قانونی از طریق رسانه ها اعلام می شد و بنابر مد ِ روز عوض می شد. از انفجار حسینیۀ شیراز گرفته تا رابطه با دولتهای خارجی و براندازی و اقدام علیه امنیت ملی همه در اینجا و آنجا مطرح شده اند. اتهامات ساختگی و نسبتهای نادرست اخیری که بعد از وقایع عاشورا از سوی رسانه ها و برخی مسئولین در مورد بهائیان مطرح گشته موضع نظام را در برابر این زندانیان باور و وجدان مشخص می کند و با توجه به محاکمۀ قریب الوقوع آنان بسیار نگران کننده است.
کوتاه سخن اینکه تلاش کنونی جریانهایی درون حاکمیت برای بستن مسوولیت مطالبات اخیر مردم در فضای پس از انتخابات به بهائیان تلاشی است که تکرار سیاست نیروهای ضد مشروطه در آن گیر و دار بود. در رویدادهای مشروطیت روشنفکران و رهبران مشروطه بنام "بهائی" بازداشت می شدند و پروپاگاند و تبلیغات دولت استبداد در جهت شوراندن مردم علیه مشروطیت با همین انگ "بهائیت" بود. در مورد وقایع امروز ایران چنین اتهاماتی در همان راستای تاریخی ِ حذف رقیب به کار می رود. ولی این بار مردم به واقعیتهای تاریخی بیدارند و سره را از ناسره و درست را از نادرست تشخیص می دهند و اکاذیب جریانهای بالا را باور نمی کنند.