Wednesday, January 20, 2010

نکاتی پیرامون کمپین " من هم یک ایرانی بهائی هستم

دوستان عزیز با درود
در راستای نظراتی که بعضاً توسّط تعدادی از عزیزان مطرح گشته و در ارتباط با چگونگی حرکت این کمپین پرسش فرموده بودند، لازم دیدیم تا توضیح مختصری را در این باب، ارائه دهیم.
همانگونه که اعضای محترم کمپین می دانند، پیروان آئین بهایی سالهای متمادی می باشد که به علت باورهای دینی خویش، در وطن خود ایران، تحت فشار و تبعیض بسیار زیاد و غیر قابل تصوّری قرار گرفته اند.
از طرفی در سال های اخیر، فعالین حقوق بشر با تلاش گستردهء خویش، سعی در رفع تبعیضات در حدّ ظرفیت جامعه و امکانات خود نمودند. این تلاش ها در زمینه های گوناگونی همچون دفاع از حقوق زنان، دفاع از حقوق کودکان، دفاع از حقوق دانشجویان محروم از تحصیل، دفاع از حقوق اقلیت های مذهبی و ... صورت پذیرفت.
در چند ماه اخیر و به خصوص در چند روز گذشته با شیوع اتهاماتی که به ناحق، به جامعهء بهائیان ایران نسبت داده شد، بیم آن می رفت که این اقلیت همیشه مظلوم، که هدفی جز اشاعهء صلح و وحدت در ایران و کل دنیا ندارد، یک بار دیگر قربانی اهداف نا عادلانهء سران حکومتی گردد.
از این حیث، مجموعه ای از فعالین حقوق بشر، در نظر گرفتند تا با ایجاد کمپینی با عنوان" اگر بهائی بودن جرم است، من هم یک ایرانی بهائی هستم" در وهلهء اوّل، نگاه مردم ایران را نسبت به فشارهای وارده بر جامعهء بهائیان معطوف نموده و در ادامه، مردم سایر ملل را در این زمینه به سمت نمایش واکنش های حق مدارانه هدایت نمایند.
نکته ای که شاید برای برخی از عزیزان سوال می باشد، این است که آیا اعضای این کمپین باید بهائی باشند؟ و پاسخی که بر مبنای توضیحات فوق می توان اخذ نمود، این است که: خیر... این گروه متعلق به تمام انسان های روشنفکر و آزاد اندیشی می باشد که در دفاع از جامعهء بهائیان ایران به پا خواسته اند. فرقی نمی کند که چه نوع نگرش و عقیده ای دارند، مهم آن است که در فریاد حق طلبی، آزادی خواهی و دفاع از مظلوم، هم صدا بوده، در یک صف قرار گرفته و اعلان می نمایند: اکنون که هموطنان بهائی ما صرفاً به جرم بهائی بودن مورد اذیت و آزار فزاینده ای قرار گرفته اند، پس ما هم مجرم هستیم، پس ما هم بهائی هستیم...
لذا در پاسخ به آن دسته از افرادی که در مورد چگونگی حرکت این گروه پرسش هایی را مطرح نموده و در ارتباط با عدم دخالت بهائیان در سیاست، مکرّراً مطالبی را عنوان می نمایند، باید اذعان نمائیم که این گروه یک گروه با روش های دیانت بهایی نمی باشد و صرفاً بر مبنای آموزه های حقوق بشری حرکت می نماید. و هدف آن همانگونه که در فوق به آن اشاره گشت، دفاع از مظلوم و برقراری جامعه ای بدون تبعیض و نابرابری می باشد.
امیدواریم که توضیحات فوق، مسیر فکری دوستان عزیز را جهت عضویت در کمپین، گسترش آموزه های حقوق بشر در ایران و دفاع از مظلومین با هر عقیده و باوری، تسهیل نموده باشد.

درود بر انسانیت
درود بر آزادی

از زندانی های بهایی دفاع کنیم

از زندانی های بهایی دفاع کنیم

فشارهای سیاسی و امنیتی و قضایی بر روی بهاییان وارد فاز نگران کننده ای شده است و دولت میخواهد دیگر هیچ فردی جرات دفاع از حقوق شهروندی بهاییان را نداشته باشد .
در هفته گذشته های از سوی ماموران امنیتی 12 شهروند بهایی در تهران بازداشت شدند .این افراد از سوی مقام های جمهوری اسلامی به سازماندهی اعتراض های خیابانی متهم شده اند، در حالیکه در آیین بهاییت، فعالیت سیاسی برای هواداران مجاز نیست و آنها از هر گونه فعالیت سیاسی منع شده اند .این افراد بعد از تظاهرات روز عاشورا دستگیر شدند . ژینوس سبحانی ،لوا خانجانی ، بابک مبشر،پیام فناییان ،نیکا هویدایی، مونا هویدایی، آرش غضنفری ، فرید روحانی، احمد روحانی، نگارثابت،ابراهیم شادزی،و زاد شادزی از جمله این افراد هستند .
در پی این بازداشت ،احکام 9 تن از پیروان آیین بهایی که در آبان ماه سال جاری در مشهد محاکمه شده بودند،اعلام گردید .این افراد هر کدام به 5 سال حبس قطعی و 10 سال ممنوع الخروجی از کشور محکوم شدند . جرم این افراد از سوی مقامات قضایی اقدام علیه نظام،اقدام علیه امنیت کشور ،عضویت و فعالیت در تشکیلات بهائیت و ارتباط و تبلیغ با بیگانگان اعلام شده است .
طی روزهای گذشته نیز احکام دونفرازشهروندان بهایی در مشهد به نامهای بابک روحی و عزت الله حمیدیان به آنان ابلاغ شد که طیق احکام صادره ،آن ها به 3 سال زندان در طی 5 سال تعلیق محکوم شدند.
از سوی دیگر هفت رهبر بهایی که در ماه ژوئن 2008 دستگیر شدند نیز قرار است در دادگاهی در روز 19 ژانویه 2010 محاکمه شوند .این افراد نیز به جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام متهم شده اند .دیان علایی سخنگوی جامعه بین اللمل بهایی در ژنو این اتهامات را رد کردو گفت  این افراد نه جاسوس هستند و نه تاکنون به اسلام توهین کرده اند ونه علیه جمهوری اسلامی عملی انجام داده اند. این بازداشت ها صرفا جنبه مذهبی داشته واین افراد به دلیل اعتقادات دینی خود بازداشت شده اند .
مطابق اصل 13 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تنها ادیان زرتشتی ، کلیمی و مسیحی ادیان رسمی کشور هستند و بهاییت در زمره ادیان رسمی نیست. در سال های بعد از انقلاب هم به شکل سیستماتیک و بر خلاف اصول تصریح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر،حقوق بهاییان در ایران نقض شده است . هر چه در جامعه بد و نفرت انگیز تلقی می شد به بهائیان نسبت داده شد و به اشکال مختلف در رسانه ها و تبلیغات و آموزش عمومی مورد دشنام و توهین قرار گرفتند . در پاره ای موارد آنها را بی اعتقاد به خداوند جلوه دادند .نوشتند و گفتند افرادی که بهاالله را می پرستند، یا منکر اسلام هستند و یا به اسلام توهین میکنند  و این افکار را به وسایل مختلف از جمله سایت ها و رسانه ها و کتاب ها و بولتن ها و گروه های مختلف ترویج و تبلیغ کردند تا هر بلایی بر سر بهاییان می آورند مردم سکوت کنند و حرفی از حقوق آنها به زبان نیاورند . با آنها به گو نه ای رفتار کردند که انگاری ایرانی نیستند و خون آنها مباح است . به عنوان مثال گروه ضد بهاییت جوانان رفسنجان که با ارسال نامه های تهدید آمیز و روش های مختلف به آزار بهاییان در این منطقه می پردازد . یا گروه های دیگری که با لباس شخصی خانه های بهاییان را آتش زده و قبرستانهای آنها را تخریب میکنند و یا در یک مورد در 25 جولای اقدام به آتش زدن یک بهایی در شیراز نمودند و جالب آنکه در هیچ کدام از این موارد دولت و پلیس به کمک این افراد که جان و مالشان در خطر قرار گرفته است نمی آیند و وظیفه و رسالت شغلی خود را فدای سلیقه ها می نمایند و به راحتی چشم خود را بر روی ظلمی که به یک انسان، تنها به دلیل بهایی بودن می رود، می بندند .
پس از انقلاب بیش از 200 بهایی در ایران کشته شدند و آنهایی که باقی ماندند دائما در کنترل و نظارت هستند و حتی در بسیاری ازموارد دارایی های آنها به وسیله حکومت توقیف شده و از دفن اموالشان جلوگیری به عمل است . بهائیان اجازه تحصیل در دانشگاه و حق داشتن شغل دولتی را ندارند.
رادیو معارف در برنامه سراب خود این افراد را مرتبت با استعمارگران انگلیس و امریکا معرفی می کند.  در 20 آبان 1387 سمیناری تحت عنوان «بهاییت مولود شوم صهیونیسم» در دانشگاه علامه طباطبایی به وسیله بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات برگزار شد و ناظم سمینار، بهاییت را فرقه ضاله ای خطاب کرد که دشمن اسلام و انقلاب است.
لازم به یاد آوری است که با توجه به دستگیری های اخیر تعداد بهاییان که از آغاز سال 2005 تاکنون بدون دلیل و با تکیه بر چنین اتهاماتی باز داشت شده اند به 130 نفر می رسد و اکنون فشارها به حدا کثر خود رسیده است .

به نقل از روز

ایرانیان آزادی خواه

تعداد اعضای کمپین " من هم یک ایرانی بهائی هستم" از مرز 3500 نفر گذشت. ضمن آنکه این موفقیت بزرگ را در این بازهء زمانی کوتاه، خدمت تک تک شما عزیزان تبریک می گوئیم، خواهشمندیم در معرفی گروه به دیگران ما را همراهی فرمائید... به زودی شاهد برنامه های هدفمند کمپین خواهیم بود... درود بر شما... درود بر آزادی



Tuesday, January 19, 2010

بهائیان ایران و اتّهامات تاریخ مصرف گذشته

بهائیان ایران و اتّهامات تاریخ مصرف گذشته
الهه حقیقت

همزمان با برگزاری دادگاه مدیران بی گناه جامعهء بهایی ایران، سران جمهوری اسلامی ایران در کُنشی غیر انسانی و ساختگی، جهت برون رفت از بن بست سیاسی، سعی در قربانی نمودن جامعهء سیاست گریز بهاییان ایران نموده اند. بدون شک این ترفند سخیف و ضدّ بشری در پی بی نتیجه ماندن سیاست های داخلی ایران جهت آرام نمودن وضعیت کشور پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری می باشد. در روزهای اخیر مجموعه فعالان حقوق بشر به صورت متناوب و جدّی، از شکل گیری فضایی خبر داده اند که در تحلیل های جامعه شناختی، آن را از تبعات " آچمز سیاسی" حکومت می نامیم.


حکومت ایران که نزدیک به دو سال به طور غیر قانونی به بازداشت مدیران بی گناه جامعهء بهایی ایران ادامه داده است، در روز 22 دی ماه به برگزاری دادگاهی احتمالاً ساختگی و از پیش تعیین شده می پردازد. با این حال، رویدادهای اخیر کشور، و سخنان تنی از مسئولین، پیرامون نقش بهائیان در " اغتشاشات" جامعه، نگرانی طیف گسترده ای از فعالین مدنی و ملّت ایران را در صدور احکام بی ربط، ناعادلانه و سنگین در بر داشته است.
آشفتگی های اجتماعی پس از انتخابات، و راهکارهای بی نتیجهء سران حکومتی جهت آرام نمودن فضای طوفانی جامعه، این تفکّر باطل را در میان اذهان تئوریسین های رژیم جمهوری اسلامی ایران تقویت نموده است که با انتخاب بهائیان به عنوان "دشمن ایدئولوگ" ملّت ایران، تمامی ایرادات و اشتباهات کشورداری را در لوای نمایش لشکرکشی به خانه و کاشانهء آنها، و نابودی ریشه های ایشان پرده پوشی نمایند.
همانگونه که عاقلان دانند، متهم نمودن بهائیان به شرکت در منازعات سیاسی و عاملیّت حرکت های خشونت زا، لطیفه ای بی نهایت مضحک می باشد. زمانی که بهائیان به دستور اکید دیانت خود، از حتّی دخالت در امور سیاسی منع شده اند، لایه های کثیف و تاریک اتّهام فوق بیش از پیش نمایانگر می گردند. فی الواقع حکومت ایران با چنین حرکتی، قصد تحمیق ملّت را داشته، غافل از آنکه مردم ایران پاسخ اینگونه کذب سرایی ها را بیش و پیش از این و در رویکرد انسانی خود با جامعهء بهائیان ایران به صراحت نشان داده اند.
حکومت می خواهد با متهم نمودن بهائیان، به مردم ایران بگوید که دلیل اصلی اغتشاشات و فتنه ها ، نه ما و نه شما، بلکه جاسوسی صهیونیست می باشد و همان او بوده است که باعث طوفان های اجتماعی اخیر در کشور گردیده است. و چون مظلوم تر و بی دفاع تر از بهائیان ایران گروهی را سراغ ندارد، قصد قربانی نمودن آنها را نموده است. امّا ملّت ایران که به خصوص در چندماههء اخیر، چهرهء حقیقی سردمداران رژیم را نظاره نموده و با نیت های ایشان آشنایی عمیقی تحصیل نموده است، به هیچ عنوان فریب رفع مسئولیت ارکان حکومتی را نخورده و در مقابل چنین سیاست های شومی، واکنش منطقی و معنادار نشان می دهند. این مهم را می توان با رجوع به مقالاتی که در تحلیل وضعیت فوق و در دفاع از حقوق بهائیان، توسط روشنفکران جامعهء ایران نگاشته شده است، مورد تبیین قرار داد. برای نمونه می توان به آدرس های ذیل اشاره نمود:
امید چنان است که مسئولین حکومتی، رشد فکری قاطبهء ملّت ایران را به رسمیت شناخته، به شعور والای اجتماعی ایشان احترام گذاشته و پس از این از طرح چنین اتّهامات بی اساس و تاریخ مصرف گذشته ای که تنها در جوامعی بدون خرد جمعی معنادار می باشد،  بپرهیزند.

ساخت گشایی ِ اتهامات وارد شده در مورد رابطۀ بهائیان و مطالبات اخیر مردم

ساخت گشایی ِ اتهامات وارد شده در مورد رابطۀ بهائیان و مطالبات اخیر مردم
کاویان صادق زاده میلانی

«یک بار در تیر ماه گذشته چنین نیرنگی اندیشیده بوده که آگهی هایی با ژلاتین از زبان مجاهدین قفقازی یا تبریزی بسازد، در این زمینه که "ما بهائی هستیم و این کوششها را برای اشکار کردن دین خود بکار می بریم، ایرانیان باید بهائی شوند و گرنه همگی کشته خواهند شد"، و آنها را در تهران و دیگر جاها پاکنده کنند، تا بدینسان مردم عامی را بمجاهدان بدگمان گردانند
(کسروی، تاریخ مشروطیت 559)
احمد کسروی در رابطه با روش خودکامگان و نیروهای استبداد در تهییج و تحریک تودۀ مردم علیه نیروهای هوادار مشروطیت این واقعیت تاریخی بالا را مطرح می کند. پروپاگاند دستگاه استبداد و قشریون مدهبی فقط شامل طرح بالا نبود بلکه تلگرافهایی توسط شیخ فضل الله نوری عنصری مشروطه ستیز بنام عبدالبهاء خطاب به بزرگان مشروطه جعل می شد و در بازار ها پخش می شد تا عوام را علیه مشروطیت و مردمسالاری به حرکت آورند. نتیجۀ این اقدامات فریب دهنده در آن برهۀ حساس و سرنوشت ساز به تضعیف و در نهایت به شکست مشروطیت انجامید. شکستی که ایرانیان هنوز برای آن تاوان می دهند.
در روزهای پس از انتخابات اخیر و بخصوص پس از وقایع عاشورا دستگاه حاکمیت و جریانهای بهائی ستیز درون آن تکرار روش شیخ فضل الله نوری و حاجی سید محمد یزدی را دستور عمل خویش کرده اند. بنگاههای خبررسانی رسمی و نیمه رسمی درون کشور و برخی شخصیتهای وابسته یکی پس ازدیگری بهائیان را در کنار رسانه های بیگانه به عنوان محرکان اصلی وقایع اخیر معرفی می کنند. تردیدی نیست که در روزها و هفته های آینده این روش برخورد فزونی خواهد گرفت. دولت به خاطر سلب مسئولیت از خود برای بحران های موجود مملکتی می‌ خواهد تقصیر مطالبات مردم را به گردن دیگران بیاندازد و حال ادعا می کند که بهائیان یکی از گروه هایی هستند که به دنبال راه اندازی وقایع عاشورای امسال بوده اند. حاکمیت با این این رویکرد دو هدف را دنبال می کند. یکم تحریک احساسات در بین عدّه‌ ای از متعصبان دینی علیه فعّالان راه آزادی به امید اینکه برچسب بهائی بر چنین شخصیتهایی راه را برای سرکوب و حذف آنان هموارتر کند. دوم اینکه امیدوارند ایجاد یک رابطۀ ذهنی در تودۀ مردم بین بهائیان و به اصطلاح "اغتشاشات" موجب آمادگی افکار عمومی برای پذیرش سرکوب بیشتر بهائیان از طرف دولت باشد.
در طول تاریخ 160 سال گذشته کسانی که در ایران با روشنفکری و عقاید پیشروی بهائیان مخالف بودند و آن را خطری برای دکّان دستگاه خود می‌دیدند، بدون کوچکترین توجّهی به منافع ایران و ایرانیان به مخالفت با این نهضت و پیشرو اصیل ایرانی برخاستند. هر آنچه را دوست نداشتند بهائی خواندند. هر شخص منصف و روشنفکری که ایران را متعلّق به همۀ ایرانیان می‌دانست بهائی خواندند و با ذکر همزمان نام بهائی با عواملی چون جاسوسی و نفوذ دولتهای بیگانه سعی کردند ذهن مردم را نسبت به بهائیان تیره و تار سازند و از این طریق صدمات فراوان به ملّت ایران و روند پیشرفت اجتماعی و مدنی آن سرزمین وارد آورند.
جای بسی خشنودی و شکرگزاری است که حال ملّت ایران بیدار شده است و این بار فریب این قبیل دروغ ها و دسیسه بازی ها را نمی خورد زیرا ماهیت حقیقی بهائیان و مقاصد نیک و والایشان شناخته شده است. مردم ایران امروز شکوه و عظمت وطن خود را در بنای مملکتی کثرت گرا و با پیشینۀ متنوع ولی متحد می دانند.
بهائیان از زمان مشروطیت تا به حال تا حدّی که جلوی راهشان توسّط قشریون مذهبی سد نشده است در صف جلوی آزادی بیان و عقیده، آزادی زنان و ایجاد الفت و محبّت بین همگان بوده و برای بزرگداشت ایران از هیچ فداکاری دوری نجسته اند، در ترویج عدالت و مساوات و اجرای قانون از طرق صلح آمیز کوشیده اند و علیرغم مخالفت های شدید همیشه برای رفع تظلمات خود نیز کوشا بوده اند.
کارنامۀ جامعۀ بهائی در سی سال اخیر نیز شفاف و قابل بررسی است. بهائیان که شهروندان ایران هستند مطالبات خود را مرتباً دنبال می کنند. ولی تظلم جامعه بهائی به موارد آشکار نقض حقوق بشر و حتی نقض قوانین مملکتی نیز بدون اثر مانده است. جوانان بهائی هنوز از حق تحصیل محروم هستند. کارمندان بهائی استخدام دولتی نمی شوند. کار در بخش خصوصی با فشار فزایندۀ حاکمیت مواجه است. بهائیان بدون هیچ دلیل و منطقی بازداشت می شوند و از آشکارترین و ابتدایی ترین حقوق قانونی محروم هستند. البته این دشواریها ویژۀ بهائیان نیست. امروزه تعداد کثیری از شهروندان ایران نیز با همین مشکلات رو به رو هستند و این جای بسی تأسّف است که ببینیم مملکت این چنین واپس می رود.
مسئولان جامعۀ بهائی ایران بیش از یک سال ونیم اخیر را در بازداشت به سر برده اند. اتهامات علیه ایشان برخلاف عرف قضایی و قانونی از طریق رسانه ها اعلام می شد و بنابر مد ِ روز عوض می شد. از انفجار حسینیۀ شیراز گرفته تا رابطه با دولتهای خارجی و براندازی و اقدام علیه امنیت ملی همه در اینجا و آنجا مطرح شده اند. اتهامات ساختگی و نسبتهای نادرست اخیری که بعد از وقایع عاشورا از سوی رسانه ها و برخی مسئولین در مورد بهائیان مطرح گشته موضع نظام را در برابر این زندانیان باور و وجدان مشخص می کند و با توجه به محاکمۀ قریب الوقوع آنان بسیار نگران کننده است.
کوتاه سخن اینکه تلاش کنونی جریانهایی درون حاکمیت برای بستن مسوولیت مطالبات اخیر مردم در فضای پس از انتخابات به بهائیان تلاشی است که تکرار سیاست نیروهای ضد مشروطه در آن گیر و دار بود. در رویدادهای مشروطیت روشنفکران و رهبران مشروطه بنام "بهائی" بازداشت می شدند و پروپاگاند و تبلیغات دولت استبداد در جهت شوراندن مردم علیه مشروطیت با همین انگ "بهائیت" بود. در مورد وقایع امروز ایران چنین اتهاماتی در همان راستای تاریخی ِ حذف رقیب به کار می رود. ولی این بار مردم به واقعیتهای تاریخی بیدارند و سره را از ناسره و درست را از نادرست تشخیص می دهند و اکاذیب جریانهای بالا را باور نمی کنند.

پروژه پخش اعترافات شهرواندان بهایی و نسبت دادن اعتراضات عاشورا به ایشان

شبکه جنبش راه سبز (جرس): مسئولان امنیتی با همکاری صداوسیما در حال ضبط دور تازه ای از اعترافات برای پخش در تلویزیون هستند که این بار با موضوع عاشورای تهران است.
به گزارش جرس، از دو روز پیش گروه های فیلمبرداری و تدوین برای ضبط دور تازه  اعترافات از سوی صدا و سیما راهی اوین شده اند.‬ اولین روز فیلمبرداری این تیم به ضبط اعترافات چند تن از شهروندان بهایی که اعتراف می کردند با دستور هیات مرکزی جامعه بهاییان در تظاهرات روز عاشورا شرکت کرده بودند، انجام شده است.
همچنین  طبق برنامه ریزی های انجام شده این تیم، در روزهای آتی اعترافات چند نفر به عنوان نیروها و اعضای سازمان مجاهدین خلق در تظاهرات عاشورا ضبط خواهد شد.
خبرنگار جرس همچنین اطلاعاتی به دست آورده است که مسوولان امنیتی بجز این دو موضوع به گروه فیلمبرداری اعلام کرده اند که موضوع دو بخش دیگر اعترافات نیز تا آخر هفته آینده برای ضبط، نهایی خواهد شد. هنوز از مشخصات کسانی که باید در دیگر بخشهای سناریوی فیلمسازان "فتنه در عاشورا" در مقابل دوربین اعتراف به فعالیتهای براندازانه کنند اطلاعی در دست نیست. اما احتمال داده می شود یکی از این گروه ها خبرنگاران روزنامه ها و سایتهای اینترنتی و دیگری فعالین تشکل های جامعه مدنی باشند.

به نقل از راه سبز

من هم بهائی هستم

من هم بهائی هستم
جهانشاه جاوید
13 ژانویه 2010



انبوه خبرهای مربوط به اعتراضات بی‎سابقه در ایران ما را سخت تحت تأثیر قرار داد. بازداشت‎ها، کشتارها و دروغ‎ها. در این ضمن، مدیران جامعهء بهائی در ایران بی سر و صدا محاکمه شدند؛ به چه علّت؟ اتّهاماتی مبهم حاکی از تلاش برای تضعیف جمهوری اسلامی.

این اتّهامات جدید نیستند. قدرت دینی حاکم همواره برچسب عوامل قوای بیگانه با مأموریت نابودی اسلام را به بهائیان نسبت داده است. در واقع، روحانیون گوناگون و گروه‎های افراطی از حمله به بهائیان به عنوان وسیله‎ای جهت تولید رفتار جنون‎آمیز و به تصویر کشیدن خودشان به صورت مدافعان اسلام سود جُسته‌اند.
بعد از سال 1979، جمهوری اسلامی از همین تدابیر برای ایجاد ترس استفاده کرده دیگران را مسبّب شکست‌ها و کاستی‌هایش و سزاوار ملامت دانسته است. شرایط امروز بدتر از این نمی‌توانست باشد. تندروترین، بی‎رحم‌ترین و بی‌منطق‌ترین عناصر بر مسند قدرت جالس شده همان تدابیری را، که در تمام طول زندگی خویش فرا گرفته و اجرا کرده‌اند، همراه با نشانه رفتن انگشت اتّهام به بهائیان، که عمل دلخواه ایشان است، به مورد اجرا گذاشته‌اند.
شک دارم که کسی از متّهمین به مرگ محکوم شود. رژیم مایل نیست از بهائیان برجسته شهید بسازد. آنچه که احتمالاً آنها انجام خواهند داد صدور احکام حبس درازمدّت و استفاده از آن به صورت هشداری به پیروان این آئین خواهد بود.
مشکل تفکّر رژیم، چه بهائیان را بکشد چه زندانی کند، این است که هیچ چیز تغییر نمی‎کند. بهائیان به زندگی عادّی خود ادامه خواهند داد، ایمان خود را حفظ خواهند کرد و صرفاً به دلیل معتقدات خود، همچنان مورد تبعیض و بدرفتاری واقع خواهند شد.
آری، این محاکمهء مسخرهء نمایشی حامیان متعصّب، جزم‌اندیش و رو به کاهش رژیم را خشنود خواهد ساخت. امّا، عموم جمعیت آنقدر از این رژیم مأیوس و نسبت به آن بی‎اعتمادند که توجّه زیادی به این اقامهء دعوا و جریانات مربوط به آن نخواهند نمود.
نتیجهء این محاکمه جز ایجاد نفرت بیشتر نسبت به رژیم، محکومیت بیشتر آن توسّط گروه‎های حقوق بشر و جامعهء بین‎المللی نخواهد بود و شگفت آن که دلیل بیشتری به دست غیربهائیان خواهد داد که دربارهء دیانتی که به تبلیغ هر آن چیزی می‎پردازد که جمهوری اسلامی فاقد آن است، به تحقیق و بررسی بپردازند.
این موضوع از انظار پنهان نیست که تعداد چشمگیری از ایرانیان، حتّی کسانی که تحصیل کرده هستند، و در غرب به سر می‎برند و از جمهوری اسلامی نفرت دارند، نظر چندان مساعدی نسبت به بهائیان ندارند. بسیاری از ما اکراه داریم از این که، آنچنان که از معترضان، زنان، روزنامه‎نگاران و فعالان سیاسی دفاع می‎کنیم، به دفاع از اینان برخیزیم.
به نظر می‎رسد بی‎اعتمادی نهفته‎ای نسبت به بهائیان وجود دارد که نتیجهء ناخوشایند تبلیغات دیرین توسّط بخش نابردبارتر قدرت حاکمهء شیعه است. غالباً به وجوهی از باورها یا تاریخ بهائی اشاره می‎کنیم که ناخوشایند می‎یابیم. امّا فراموش می‎کنیم که آنها حق دارند به هر آنچه که مایلند اعتقاد داشته باشند. مانند پیروان هر دیانت دیگری که به نظریاتی اعتقاد دارند که ممکن است افراد اهل منطق آنها را مردود شمارند.
به این دسته از ایرانیان می‎گویم که سعی کنند خود را به جای بهائیان فرض نمایند. فرض کنید یک روز جای یکی از بهائیان ایران هستید که حقّ فرستادن فرزندتان به مدرسه، شرکت در دانشگاه، ثبت ازدواج، مالکیت خانه یا مؤسّسهء تجاری به اسم خودتان، استخدام دولتی، یا داشتن معبد را ندارید یا چنین حقّی تضمین شده نیست. و مهم‎تر از همه، صرفاً به دلیل اعتقاد به دیانتی متفاوت به طور مداوم تحت تهدید قرار دارید.
نشانه‎های امیدبخشی وجود داشته که نگرش‎های ما در حال تغییر است. دیگر غیر عادّی نیست که غیربهائیان، از جمله نویسندگان، روزنامه‎نگاران، دانشگاهیان و سیاستمداران در دفاع از بهائیان سخن بگویند. در اقدامی بی‎سابقه در میان شخصیتهای بلندپایهء شیعه، حتّی آیت‎الله منتظری، اواخر عمر خود به کلامی صریح، از بهائیان به عنوان شهروندان ایرانی دفاع کرد.
بدین لحاظ رَوَندی غیر قابل تردید را به سوی پذیرش عمومی بهائیان، نه به علّت اعتقاداتشان، بلکه به علّت آنچه که هستند، یعنی افراد انسان، مشاهده می‎کنم. یعنی انسان‎هایی که حق دارند اعتقاد داشته باشند و به موجب اعتقادشان آزادانه عمل کنند.
مدارا و بردباری دینی با خود ما شروع می‎شود. باشد که انصاف داشته همگان را بپذیریم. حمله به حقوق و رفاه هر فردی از آحاد انسانی به منزلهء حمله به جمیع ما است. اگر باور داشتن آنچه که متفاوت است اقدامی فتنه‌انگیز محسوب گردد و نشان دهد که من مزدور نیروهای بیگانه‎ام، پس من هم بهائی هستم.


به نقل از سایت نگاه

زلزلهء مهیب هائیتی

کمپین " من هم یک ایرانی بهائی هستم" ضمن اظهار تاسف از وضعیت وخیم پیش آمده در هائیتی، همدردی خود را با بازماندگان این زلزلهء ویرانگر اعلان می نماید... عزیزانی که قصد کمک به خسارت دیدگان زلزلهء مهیب هائیتی را دارند، می توانند از طریق آدرسی که توسط سازمان ملل معرفی شده است، و در انتها می آید، حمایت های لازم را انجام دهند
https://www.wfp.org/donate/haiti

هشدار ! خطر اعدام فرزاد كمانگر و حبيب لطيفي..

کمپین " من هم یک ایرانی بهائی هستم" اعتراض خود را نسبت به احکام اعدام زندانیان سیاسی و فعالین مدنی و حقوق بشری اعلام نموده و تلاش خود را جهت توقف این احکام به کار خواهد بست... با آرزوی برچیده شدن احکام اعدام در ایران

پرونده بهاییان در مصاحبه با شیرین عبادی:قاضی مستقل حکم به برائت می دهد


شیرین عبادی، رییس کانون مدافعان حقوق بشر و یکی از چهار وکیل مدافع هفت تن از رهبران بهاییان که دیروز در دادگاهی غیرعلنی محاکمه شدند،درمصاحبه با روز می گوید "یک دادگاه عادل  حکم به برائت آنها می دهد چرا که جز ادعای وزارت اطلاعات و دادستانی هیچ مدرکی در پرونده نیست." هفت رهبر بهایی به نام های  فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم و مهوش ثابت، عضو گروهی بنام "یاران" و سرپرست جامعه بهائیان ایران هستند که سال گذشته دستگیر شدند.
این مصاحبه در پی می آید.

چه انتظاری در خصوص پرونده موکلان بهایی خود دارید؟
بعد از تقریبا یک سال و نیم که از دستگیری موکلینم می گذشت، تحقیقات تمام شد و اجازه خواندن پرونده را دادند و من پرونده را خواندم و همان طور که دادستان هم امروز اعلام کرده، اتهام آنها جاسوسی برای آمریکا و اسراییل، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام بود. من پرونده را به دقت خوانده ام،اما در پرونده هیچ دلیلی که ادعای دادستان را اثبات کند وجود ندارد و اگر این پرونده به وسیله یک قاضی بیطرف و مستقل و به دور از جنجال های سیاسی رسیدگی بشود، غیر از حکم تبرئه صادر نخواهد شد.

آيا در این پرونده اعتراف شخصی وجود دارد که مثلا ادعاهای دادستانی و یا وزارت اطلاعات مبتنی بر آن باشد؟
به هیچ وجه اعترافی، و لو کذب و تحت فشار در پرونده وجود ندارد. صرف ادعای وزارت اطلاعات و دادستان است که آنها را متهم به این گونه مسائل کرده اند.

با توجه به دستگیری های اخیر از اعضای جامعه بهایی، شما این برخوردها را یک  روند میدانید؟
بعد از اینکه جنبش خودجوش و مردمی در اعتراض به وضعیتی که از آن نارضایتی داشتند به راه افتاد، متاسفانه حکومت به جای اینکه صدای مردم را بشنود و به خواست های برحق وقانونی آنها توجه کند،سعی کرد تقصیر این کار را به گردن نهادهای دیگری همچون سازمان های جاسوسی اسراییل و آمریکا بیاندازد و آنها را متهم کند. در همین راستا بعد هم عنوان کرد که مردم  ندا را در خیابان کشته اند و یا اینکه مردم خودشان را در خیابان مضروب کردند؛هیچ یک از این مسائل هم مورد قبول مردم قرار نگرفت. حالا دنبال افراد دیگری می گردند که تقصیر اعتراضات مردمی را به گردن آنها بیاندازند. به همین جهت عده ای را متهم به راه اندازی اغتشاشات کرده اند.

با توجه به اینکه گفتید در پرونده هیچ مدرکی وجود ندارد آیا امیدوارید حکم تبرئه صادر شود؟ یا باز هم مانند پرونده های مشابه باید شاهد صدور احکام سیاسی دیگر باشیم؟
اگر پرونده توسط یک قاضی بی طرف و در یک دادرسی عادلانه بررسی شود، غیر از حکم تبرئه چیز دیگری نباید باشد اما متاسفانه در سالهای اخیر دیده ایم که چگونه دستگاه قضایی آلوده به سیاست شده و از عدالت به دور افتاده است؛ بنابراین احتمال هر نوع محکومیتی هم می‌رود.

 شما و سه وکیل دیگر لایحه دفاعیه خود را دردادگاه ارائه کردید؟
وقتی کانون مدافعان حقوق بشر، پرونده ای را قبول می کند سه ویاچهار وکیل در پرونده وارد می شوند تا اگر برای یکی از وکلا مشکلی پیش آمد یا درسفربود و یا به خاطر محاکمه دیگری در دسترس نبود، پرونده معطل نماند. در پرونده رهبران بهایی ایران من، آقای سلطانی، آقای اسماعیل‌زاده وخانم مهناز پراکند وکالت پرونده را به عهده داشتیم. من الان خارج از ایران هستم. آقای سلطانی هم به دلیل شرایطی که وجود دارد خارج از تهران هستند وامکان حضور دردادگاه را نداشتند؛اما دو وکیل دیگر یعنی خانم پرآکندو آقای اسماعیل زاده در دادگاه حاضربودند. البته لوایحی که ما تنظیم می کنیم با صلاحدید هر چهار نفر تنظیم می شود.

به نقل از خبرگزاری روز

آکسیونی در حمایت از بهائیان زندانی در ایران

مشاهده ویدئو

Wednesday, January 13, 2010

گزارش ویدئویی شهرزاد نیوز از آکسیونی در حمایت از بهائیان زندانی در ایران

مشاهده ویدئو

اولین جلسه محاکمه هفت نفر مدیران جامعه بهاییان ایران

اولین جلسه محاکمه هفت نفر مدیران جامعه بهاییان ایران

مشاهده ویدئو

استقبال بی نظیر هموطنان

تعداد اعضای کمپین" من هم یک ایرانی بهائی هستم" در طول یک شبانه روز از مرز 1000 نفر گذشته است، این آمار که نشان دهندهء عطش والای آزادی خواهی ملّت ایران است، در نوع خود کم نظیر می باشد... ضمن آنکه در خواست می نمائیم تا دوستانتان را نیز با این کمپین آشنا نمائید، این موفقیت بزرگ را به تک تک شما عزیزان تبریک گفته، و آزادی ...ایران و ایرانی را سوای از هر گونه باور و اعتقاد، خواستاریم

لینک فیس بوک کمپین:
http://www.facebook.com/pages/mn-hm-y-yrny-bhy-hstm/273721271207

Tuesday, January 12, 2010

دکتر مسعود علی محمدی


کمپین " من هم یک ایرانی بهایی هستم"، ترور دانشمند فیزیکی، دکتر مسعود علی محمدی را قویّاً محکوم و این حادثهء تاسّف بار را به خانوادهء ایشان و ملّت آزادهء ایران زمین، تسلیت عرض می نماید... با آرزوی دنیایی مملو از صلح و دوستی

اگر بهایی بودن جرم است، من هم یک ایرانی بهایی هستم!


عضویت در کمپین " اگر بهایی بودن جرم است، من هم یک ایرانی بهایی هستم!"

من هم یک ایرانی بهایی هستم!

همانگونه که اقلیت بهائیان ایرانی، علی رغم فشارهای بسیار زیاد و دادن قربانیان فراوان، همواره به دفاع از حقوق انسانی پرداخته و در راستای مطالبهء آزادی گام برداشته اند، اکنون که بر مبنای اتّهامات واهی و بی اساس مورد هجوم بی سابقهء حکومت قرار گرفته اند، بیائیم ما ایرانیان نیز سوای هر نوع اعتقاد مذهبی در حرکتی نمادین، با اعلام اینکه " یک ایرانی بهایی هستیم!"، ضمن همبستگی با این اقلیت مظلوم، از حقوق این شهروندان آزادی خواه ایرانی دفاع نمائیم.


لطفا دوستانتان را نیز به عضویت در این حرکت آزادی خواهانه به این آدرس http://www.facebook.com/pages/mn-hm-y-yrny-bhy-hstm/273721271207?ref=mf دعوت نمائید.